خواجه نصير الدين الطوسي ( مترجم : شاهرودى )

118

جواهر الفرائض در ارث با ترجمه فارسى ( فارسى ) قسمت 2

--> شيخ در رسالهء خود مىنويسد : « المضروب فى نفسه سمّي جذراً » ؛ يعنى عددى كه در خودش ضرب مىشود در علم حساب ، جذر ناميده مىشود . و عددى را كه مىخواهيم جذرش را بگيريم اگر كوچك باشد استخراج جذرش كار مشكلى نيست به شرطى كه از اعداد مُنْطِقه باشد مانند « 4 » و « 9 » كه جذر اولى « 2 » و جذردومى « 3 » مىباشد . و اگر عدد اصمّ باشد جذرِ تحقيقى ندارد بلكه جذرش تقريبى است . و منظور ازكسور تسعه اين كسور هستند : نصف ثُلث رُبع خُمس سُدس سُبع ثُمن تُسع عُشر 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بنابر اين عدد منطق بر سه قسم است : اوّل : آن كه هم داراى كسر باشد و هم جذر ؛ مانند « 4 » و « 9 » . دوم : آنكه فقط يكى از كسور نه گانه داشته باشد ؛ مانند « 12 » كه نصف و ثلث و ربع و سدس دارد . سوم : آنكه فقط داراى جذر باشد ؛ مانند « 121 » كه جذر آن « 11 » است . عدد أصمّ : عبارت است از عددى كه نه جذر داشته باشد و نه كسر ؛ مانند « 11 » . وجه تسميه : عدد مُنطق را از آن جهت كه به جذر و كسر خود گوياست به اين نام ناميده‌اند . و عدد أصمّ چون به اين دو گويا نيست چنين نام گرفته است . عدد مُنطق بر سه قسم است : تامّ ، زائد ، ناقص . عدد تام : عبارت است از عدد مُنطقى كه وقتى اجزاى كسرى آن را باهم جمع مىكنيم با آن عدد مساوى باشند ؛ مانند عدد « 6 » كه اجزاى آن سه تاست : 1 - نصف ؛ كه عدد « 3 » مىشود . 2 - ثُلث ؛ كه عدد « 2 » مىشود . 3 - سُدس ؛ كه عدد « 1 » مىشود . عدد زائد : عبارت است از عدد مُنطقى كه وقتى اجزاى كسرى آن را با هم جمع مىكنيم بيشتر از آن عدد باشند : مانند عدد « 12 » كه اجزاى كسرى آن چهار تاست : 1 - نصف ؛ كه عدد « 6 » است .